کاسترو با پیژامه ای چروکیده تفنگی آب پاش به دست دارد و نشانه می رود تمامی شکوفه هایِ سپید درختانِ شهر را

آیا کرکس باید، گل فراموشم مکن نوش جان کند؟

از شغال چه انتظاری دارید؟ که برایتان پوست بیاندازد؟

پیش از تو صورتگران بسیار از آمیزه‌ی برگ‌ها آهوان برآوردند؛ یا در خطوطِ کوهپایه‌ یی

Hide