در حقیقت و با استناد به تاریخ واقعی نه آنچه ساخته و پرداخته سرویس های اطلاعاتی غربی و مصدق دوستان وطنی است، این دکتر مصدق بود که با نپذیرفتن حکم عزل خود و تدارک تظاهرات گسترده بر علیه شاه در روز ۲۶ مرداد ۱۳۳۲ کودتا کرد و آنچه در ۲۸ مرداد رخ داد، یک خیزش ضد کودتا بود و بس!

۲۸ امرداد ۱۳۳۲؛ کودتا یا عَملیاتِ ضد کودتا؟ / سیروس پارسا

به‌دست در مقالات on مرداد ۳۰, ۱۳۹۳

این روزها و با انتشار اسنادی دیگر مبنی بَر دست داشتن آمریکا در آنچه که “کودتای ۲۸ مرداد” خوانده می شود، دوباره فضایِ مجازی از نگاشته ها و تَحلیل هایِ فراوانی در رابطه با دکتر مصدق و کودتایِ  درباری – آمریکایی بر علیه وی پُر شده است، اینجانب وظیفه شَخصی اَم می دانم که اندکی از آنچه در اینباره می دانم را با شما همراهان گرانقدر، در میان بگذارم.

_ نخست باید دانست که کودتا چیست و کودتا گر کیست؟

دانشنامه ویکی پدیا، در اینباره می نویسد:

“کودتا شگردی سیاسی و کوششی از سوی یک ائتلاف سیاسی غیرقانونی برای براندازی رهبران حکومت موجود است که از طریق خشونت یا تهدید به آن انجام می‌گیرد. این خشونت معمولاً محدود و ناگهانی است و از سوی عده‌ای اندک (برخلاف انقلاب که از سوی بیشتر مردم انجام میگیرد) به کار بسته می‌شود.

تصویر مقاله توهین آمیز حسین فاطمی، وزیر امور خارجه مصدق، که در روز کودتای ۲۶ مرداد به چاپ رسیده را نشان می دهد.

تصویر مقاله توهین آمیز حسین فاطمی، وزیر امور خارجه مصدق، که در روز کودتای ۲۶ مرداد به چاپ رسیده را نشان می دهد.

عاملان کودتا ممکن است کنترل نیروهای نظامی را در اختیار داشته‌باشند. یک کودتا به ندرت بر سیاست‌های بنیادین اقتصادی و اجتماعی یک کشور تاثیر می‌گذارد. در دو سده اخیر کشورهای زیادی در آسیا، قاره آفریقا و آمریکای لاتین کودتا را تجربه کرده‌اند.”

حال که مَعنایِ کودتا را بهتر درک نمودیم، باید از خود بپرسیم که آیا در ۲۸ امرداد ۱۳۳۲، محمدرضا پهلوی، رهبر قانونی مملکت بوده و یا دکتر محمد مصدق؟ و از آنجایی که می دانیم شاه رهبر قانونی کشور بوده است، پَس اردوکشی خیابانی همراه با خشونت طرفدارانِ دکتر مصدق (به تاریخ ۲۶ امرداد ۱۳۳۲) ، به منظور سرنگونیِ پادشاهی ایران، کودتا بوده است و یا اِعمالِ خشونت از سویِ طرفدارانِ شاه؟

به دلیل اینکه کودتا به معنایِ تلاش برای سرنگونی قدرت فرادست به دست گروه و یا افرادِ فرودست می باشد و محمدرضا شاه نیز بالاترین مقام سیاسی کشور بوده است، بیانِ اینکه شاه بَر علیه دکتر مصدق کودتا کرده است، ادعایی به دور از واقعیت است و با مفهومِ واقعی واژه “کودتا” سازگاری ندارد.

_ آیا دکتر محمد مصدق در روز ۲۸ امرداد، نخست وزیر کشور بود؟

پاسخ بدین پرسش منفی است؛ شاه در روز ۲۵ مرداد ۱۳۳۲، حکم عَزل دکتر مصدق و نَصب تیمسار زاهدی را صادر کرد و تیم محافظان دکتر مصدق سرلشگر نصیری که حامل حکم حکومتی عزل مصدق بود را دستگیر کردند؛ بنابراین و با توجه به اینکه مصدق شخصن مجلس را تعطیل کرده بود و شاه در غیاب مجلسی که دکتر مصدق آن را منحل کرده بود، اختیار قانونی عزل و نصب نخست وزیر را داشت (همانطور که احمد شاه قاجار این حق را داشت و چندین بار اقدام به تعویض نخست وزیران خود کرد.)

دکتر مصدق با باور به اینکه حکم شاه جعلی و دستوری از سویِ غربی هاست از پذیرفتن آن سَر باز زد؛ این نقطه شروع شورش ۲۶ امرداد و سپس خیزش ۲۸ امرداد است؛ حتی اگر شاه در زیر فشار غرب حاضر به امضا کردن چنین حکمی شد که حتمن نیز همینطور است، باز هم حکم شاه، دستوری قانونی است و اطاعت نکردن، امری غیر قانونی می باشد، دکتر مصدق در جایگاهی نبود که حکم قانونی پادشاه را نادیده گرفته و دستور دستگیری سرهنگ نصیری و سپس آماده باش برای شورش ۲۸ امرداد را بدهد.

در این تصویر طرفداران دکتر مصدق و اعضای حزب توده را در حال نابود کردن مجسمه شاه در روز کودتای ۲۶ مرداد ۱۳۳۲ می بینید.

در این تصویر طرفداران دکتر مصدق و اعضای حزب توده را در حال نابود کردن مجسمه شاه در روز کودتای ۲۶ مرداد ۱۳۳۲ می بینید.

_ کودتای ۲۶ امرداد ۱۳۳۲:

صبح روز ۲۶ امرداد، طرفداران مصدق به همراه اعضای حزب توده و به تحریک نزدیکان نخست وزیر غیر قانونی وقت (مصدق) به خیابان ها ریخته و بر علیه شاه و نزدیکانش شعارهای تندی سر دادند. در این بین مردمان عادی که همراه تظاهرات کنندگان نمی شدند، توسط معترضین مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند؛ همچنین هواداران مصدق به اموال عمومی آسیب فراوانی رساندند.

در طی تظاهرات مجسمه های رضا شاه فقید و محمد رضا شاه، سرنگون گشته و پرچم های داس و چکش (کمونیسم) نیز برافراشته شدند! دکتر حسین فاطمی، وزیر امور خارجه مصدق در طی یک مقاله تند در «باختر امروز» بر علیه شاه و طرفدارانش زبان به توهین گشود.

سپس در کاخ سلطنتی را قفل کرده و به تمامی سفارت خانه ها دستور اکید داد که با شاه که در خارج از کشور به سر می برد، هیچگونه تماسی برقرار نکنند! وی در میدان بهارستان نطقی آتیش کرد و اعلام جمهوریت نموده و پایان حکومت پادشاهی را نوید داد!

حال اگر از دید یک انسان وارسته و آزاداندیش به ماجرای امرداد ۱۳۳۲ نگاه کنید، به راستی کودتا در چه روزی انجام شد؟ ۲۶ امرداد و یا ۲۸ امرداد؟

– آیا غَرب خواستارِ سرنگونی دولت مصدق بود؟

بدون کمترین تردیدی پاسخ بدین پرسش مثبت است؛ در طول زمامداری دکتر مصدق، فعالیت های آنتی امپریالیسمی و ضد آمریکایی -انگلیسی شکل تازه ای به خود گرفتند و حزب توده آزادانه مشغول به فعالیت بود و حتی در بدنه ارتش و دولت نیز نفوذ کرده بود.

حزب توده در پی آن بود که ایران زمین را دو دستی تقدیم شوروی کرده تا ایران نیز به یکی از متحدین آن کشور کمونیستی تبدیل شود؛ بی تردید موفقیت حزب توده و قدرت گرفتن آنان مساوی با کاهش قدرت غرب در سیاست ایران و حضور گسترده و چشمگیر شوروی در ایران است.

غَرب که از دست دادن منافع خود در ایران می ترسید، بر آن شد تا با سرنگونی دولت مصدق به این موج آنتی امپریالیسم و غَرب ستیز خاتمه دهد و دوباره با قدرت کامل، بر ایران و منطقه مسلط شود و چنین نیز شد.

در حقیقت و با استناد به تاریخ واقعی نه آنچه ساخته و پرداخته سرویس های اطلاعاتی غربی و مصدق دوستان وطنی است، این دکتر مصدق بود که با نپذیرفتن حکم عزل خود و تدارک تظاهرات گسترده بر علیه شاه در روز ۲۶ مرداد ۱۳۳۲ کودتا کرد و آنچه در ۲۸ مرداد رخ داد، یک خیزش ضد کودتا بود و بس!

در حقیقت و با استناد به تاریخ واقعی نه آنچه ساخته و پرداخته سرویس های اطلاعاتی غربی و مصدق دوستان وطنی است، این دکتر مصدق بود که با نپذیرفتن حکم عزل خود و تدارک تظاهرات گسترده بر علیه شاه در روز ۲۶ مرداد ۱۳۳۲ کودتا کرد و آنچه در ۲۸ مرداد رخ داد، یک خیزش ضد کودتا بود و بس!

می توان دلیل اصلی پدید آمدن واقعه ۲۸ امرداد و حضور چشمگیر غربی ها در اجرایِ آنچه شکل گرفت را ترس آمریکا و انگلستان، از قدرت گرفتن کمونیسم و جریان های غَرب ستیز در ایران، که در دوره زمامداری مصدق شدیدن قدرت و نفوذ پیدا کرده بودند، دانست وگرنه پیشتر، دکتر مصدق رابطه بسیار نزدیک و خوبی با آمریکا داشت و چندین بار بدانجا سفر کرد و حتی درخواست کمک مالی از آمریکا نمود.

از این بحث نتیجه می گیریم که تاریخ سیاه و سپید نیست، باید تاریخ را بازشناسی کرد و از تفسیرهای شخصی و احساسی پرهیز نمود؛ ۲۸ امرداد چه کودتا باشد چه نباشد، هیچ چیزی ار ارزش خدمات دولت دکتر مصدق به ایران و ایرانی کم نمی کند، بنابراین بهتر است دوستانِ دیگر نیز که دغدغه ایران زمین دارند، کمی واقع بینانه به این ماجرا نگاه کرده و به این جنگ ۶۰ ساله، خاتمه دهند که جز فرصت سوزی و ویرانی آینده، ارمغانی برای ایران و ایرانی نداشته، ندارد و نخواهد داشت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Hide